منوچهر اميرى
38
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه ) ( فارسى )
اكليل الملك مشابهت نيست و چون تخمهاى اين هر دو نبات رسيده شود به اكليل مشابهت دارد و بعضى از صيادنه آذريون را به اكليل الملك باز خواندهاند و آذريون نبات دشتى است و ديسقوريدس اكليل الملك را به - ماليلوطوس تعريف كرده است و گويد . . . نيكوترين انواع او . . . به لون زعفرانى باشد و بوى او خوش بود . . . ابو ريحان گويد اكليل الملك نباتى است كه در ميان شاخهاى او شكوفهها باشد و بر شكوفههاى او چوبها بود . . . و سر آن چوبها باريك باشد و كژ . . . و از شكوفهء او بعضى زرد باشد و بعضى سپيد ( ترجمهء صيدنه ، ب 16 ) . اكليل الملك از داروهائى است كه مؤلف هدايه در امراض مختلف تجويز كرده است ( ر ك : هدايه ، فهرست داروها ) . اكليل الملك نباتى است معروف و قوت - هاى او مركب است حرارت او بر برودت غالب است ( اغراض ، 611 ) . اكليل الملك نباتى است برگش مدور و قدرى درهم و شاخهاى او باريك و درشت و صلب و بعضى منبسط بر روى زمين و بعضى را ساق به قدر زرعى و گلش زرد و ريزه و بعضى بنفش و بعضى را سفيد و پراكنده و ثمرش مثل غلاف تخم ترب و هلالى شكل و در غلاف تخم مدورى ريزهتر از خردل و بعضى را تخم شبيه به حلبه و بعضى را غلاف غير هلالى ( تحفه ، 31 ) . رستنى باشد كه به فارسى گياه قيصر خوانند و آن زرد به سفيدى مايل مىباشد و چون بشكافند دانهء آن زرد بود ( برهان هفت قلزم - ذخيره ، دهخدا ) اصابع الملك ( مخزن ) به فارسى ناخنك گويند ( فرهنگ نفيسى ، دهخدا ) . صاحب شرح اسماء از جمله نامهايى كه براى اين گياه ذكر مىكند يكى هم دارشاه ( درخت شاه ) است كه مىتوان گفت قريب به معنى اكليل الملك و اصابع الملك و شاه افسر و گياه قيصر است اما مايرهوف با استناد به فوللرس معتقد است كه دارشاه در لغت نيامده است ( شرح اسماء - مايرهوف ، م 7 ) . ظاهرا واژهء اكليل الملك مأخوذ از لغت سريانى كليل ملكاست و ازاينرو به - قول فوللرس اين لغت را در زبان فارسى دارشاه و شاه افسر گفتهاند ( لوى ، م 21 ) . دربارهء واژهء شاه بسه كه در صيدنهء ابو ريحان آمده است و پيش از اين ياد شد . استاد دكتر كيا ضمن بحث دربارهء لغت پساك و بساك بمعنى تاج چنين مىنويسد : واژههاى « بسك » و « بسه » و جزء دوم « شاه بسه » نيز همين واژه است . اين سه واژه در فرهنگهاى فارسى نام گياهى است كه در عربى اكليل - الملك ( تاج شاه ) خوانده شده است . نام ديگر اين گياه در فارسى شاه افسر است اكليل الملك ترجمهء شاه بسه يا شاه افسر است ( تاج و تخت ، 11 ) . گياهى است علفى ، دوساله كه در غالب دشتها ، كنار جادهها و اماكن سايهدار به حالت خودرو